چشم به چشم و رو به رو، چشمه شعر در گلو
ساییهء ساغر همه شب،رقص گرفت سو به سو
***
شاخه شاد باغ دل، شکـوفه ریخت سر به سر!
قصه عشق و روح را ، زمـزمه کرد مو به مو
***
سلسله در سلسله حق ، قیــام سخت عشق زد
در دل هر ستاره ای ، خصلت باده خو به خو
***
چشم شراب خون فشان ،گلوی غم فشرده جان
بوسه فروش بزم ها ، در به در است کو به کو
***
یک نفسم وجود زد ، کلام جان به گـــوش زد
خادم کوی اشک شو ، شوق بریــــز در وضو
***
دوش به دوش تشنه ام ، زلال نـوش خنده ده!
مستم و مست خواهمت به گفتگوی رو به رو
***
چرخه چرخ سالها ، چو آسیاب ســــوده تن
روح ولــی به هر دمی ، غاسلِ غسلِ شستشو
***
آتش آشفته شـرر ، به شـــــر و شور میزند
کیست شراب نوشد از داغهء شـاد ما بگــو؟
*********